105.
تسلیم، جواب مساله است.
جوابی که نباید از آن شرمنده، خشمگین یا مردد باشی. جوابی که ترس دیوانهوار تو را از اینکه او (عزیزِ عجیب بدخلق دوستداشتنیات) روزی دیگر نباشد کم نمیکند اما احساس گناهت را چرا. خشمت را چرا.
چون به تو اجازهی تسلیم شدن، انسان بودن، خدا نبودن، عادت کردن و زنده ماندن میدهد.
جوابی که نباید از آن شرمنده، خشمگین یا مردد باشی. جوابی که ترس دیوانهوار تو را از اینکه او (عزیزِ عجیب بدخلق دوستداشتنیات) روزی دیگر نباشد کم نمیکند اما احساس گناهت را چرا. خشمت را چرا.
چون به تو اجازهی تسلیم شدن، انسان بودن، خدا نبودن، عادت کردن و زنده ماندن میدهد.
104.
در مملکتِ شما چه طوری است نمیدانم اما اینجا اگر دختری چشم انتظارِ کسی باشد، مثلِ سنگ میشود، هزاری هم که بگویی، آه، دریغ از یک کلام حرف اگر بزند، نمیزند، بروز نمیدهد.
100.
-: دس روی دلم میذاری؟
+: دس روی دهنم بذارم؟
-: دست از روی دهنت بردار، از روی دلتم بردار و بگو.
+: نمیدونی مرگم چیه؟
+: دس روی دهنم بذارم؟
-: دست از روی دهنت بردار، از روی دلتم بردار و بگو.
+: نمیدونی مرگم چیه؟
99.
() پرانتز را گذاشتم برای خندهی تو یا حتی برای شماتتهای تو. پرانتزِ کمجایی است و فقط میتوانی در این پرانتز بنویسی احمق یا تبسم کنی یا آه بکشی از حسرت.
95.
میبینی، دیگر غلطها را خط نمیزنم. نوشتهای،خط نزن. پاکنویس نکن! حق با توست، من اگر پاکنویس کنم یا بخواهم خط بزنم همهجا تو میشوی.
93.
طوری گفتی که باورم شد انگار داشتی راست میگفتی.
پینوشت: کنار گذاشتن دردناک تر است یا کنار گذاشته شدن؟
پینوشت: کنار گذاشتن دردناک تر است یا کنار گذاشته شدن؟
92.
دو سه قرن پیش همه روح داشتند و کسی جاضر به فروش نبود. امروز همه با کلّه میفروشند اما هیچ کس ندارد.
اشتراک در:
پستها (Atom)